الشيخ محمد الصادقي الطهراني

35

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

بشر ، زيرا در آينده دست يافتن بشر بتجزيه‌هائى دقيق‌تر امكان‌پذير است ، كه توفيق شكافتن الكترونها و . . . را نيز بيابد . جزء لا يتجزاى عقلى در ماده هرچند ريز باشد اصولا تصور ندارد ، زيرا ماده هر اندازه ناچيز و مرموز باشد خالى از وزن و طول و عرض و عمق نيست ، و اين خود زمينهء اساسى قبول تجزيهء عقلى است ، كه عقل براى آن إلى غير النهاية اجزائى تصور كند ، گرچه آن اجزاء قابل تجزيهء فيزيكى خارجى به صورت دوم يا سوم نباشند « 1 » و فقط لا يتجزاى فيزيكى در ماده تصور دارد و بس ، و چنان كه گفتيم مرز حقيقى تجزيه‌پذيرى ماده آنجاست كه تجزيه‌پذيرى - نابودى ماده مىباشد ، و در آغاز كه بهيچوجه ماده نبوده ، نخستين چهرهء هستيش همان جزء غيرقابل تجزيه بوده است . به اين معنى كه ماده‌اى قابل تجزيهء خارجى نبوده و در آغاز نيز اجزائى از هم پراكنده نداشته كه بعدا با هم تركيب شده و آن ماده را تشكيل داده باشند ، بلكه در آغاز ( به همان حالت تركيبى كه لازمهء ذات ماده است ) به كيفيّت تركيبى خاصى بوده ، و آفريدگار آن را به همين حالت بدون سابقه پراكندگى بوجود

--> ( 1 ) - فرض بينهايت براى اجزاء عقلى ماده با محدود بودن ماده منافاتى ندارد ، زيرا بىنهايت عقلى بهيچوجه بالفعل وجود ندارد و موضوع استحالهء بينهايت بودن محدود تنها در فرض وجود خارجى است ، كه بناچار تمامى اين اجزاء بالفرض غيرمتناهى يك جا و بالفعل بطور محدود موجود باشند ، ولى لا يتناهاى عقلى بدينمعنى است كه تجزيهء عقلى براى اجزاء ماده هيچگاه دچار وقفه نميشود ، و نه آنكه تمامى اين اجزاء بالفرض بينهايت در يك لحظه تصورى عقلى بالفعل موجود باشند ، و همين عقل درعين‌حال از نظر خارجى و فيزيكى آخرين مرز موجوديّت ماده را تركيب دو جزئى ميداند كه فاصله گرفتن اين دو جزء مساوى با نابودى ماده است ، چنان كه بيايد .